در سال ۱۹۵۹، کارمند دولتیای از طبقهٔ کارگر در شهر کوچک لونپاینِ کالیفرنیا از ریچارد نوترا، معمار نامدار مدرنیست، خواست خانهای ساده برای خانوادهاش طراحی کند. نوترا برخلاف انتظار پذیرفت و دوستی نامتعارف میان آن دو شکل گرفت؛ دوستیای که تا زمان مرگ او در سال ۱۹۷۰ ادامه یافت. این اثر داستان خانهٔ اویلر و چشمانداز خیرهکنندهٔ بیابانی پیرامونش را از خلال گفتوگو با ریچارد اویلر، کلی لینچ، بازیگر و مالک کنونی خانه، دو پسر نوترا و کرازبی دو، مشاور سرشناس املاک لسآنجلس، روایت میکند.