نیویورک، ۱۹۸۷. پس از مرگ زودهنگام اندی وارهول و از میان رفتن «فکتوری» او، گروه تازهای به نام «کلاب کیدز» پا به میدان گذاشت تا خلأ هنری بهجامانده را پر کند. آنها در دورانی آکنده از افراط، خوشگذرانی و خلاقیت، بر زندگی شبانه شهر فرمانروایی کردند؛ دورانی که با مرگ یکی از اعضا و پایان همان جشنها به اوج و فرجام خود رسید. رهبر بیچونوچرای گروه، مایکل الیگ بود که با رؤیای کار در صنعت مد به نیویورک آمده بود، اما ناگهان در رأس جنبشی برای زندگی شبانه قرار گرفت؛ جنبشی که از انتظارها فراتر رفت و ابعادی جنجالی و افراطی پیدا کرد. سرانجام همهچیز به شکلی فاجعهبار فروپاشید: مایکل بهدلیل قتل و قطعهقطعهکردن جسد آنجل ملندز، یکی از اعضای گروه و فروشنده مواد مخدر، به زندان افتاد. این اتفاق همزمان با پایان دوران کلابهای بزرگ نیویورک بود.