در دبیرستانی آرام، چستر سرایدار مورداعتماد همه است؛ کسی که همیشه مراقب دیگران است و وقتی هیچکس نیست، کنارشان میماند. اما رازی شرمآور که در جشن تولدی با دوربین ثبت میشود، یکشبه او را به مایه تمسخر تبدیل میکند. زمزمهها به آزار و خندهها به خشونت بدل میشوند و حادثهای به زندگی چستر پایان میدهد؛ دستکم ظاهراً. چون چیزی با لبخندی آشنا حاضر نیست برای همیشه ناپدید بماند... و شاید آنهایی که زودتر از همه خندیدند، آخرین کسانی باشند که فریادشان خاموش میشود.