فیلم با الهام از درسی از اریک ساتی، در قالب یک خیابان شکل میگیرد: خیابان کاسترو در ریچموند کالیفرنیا که در کنار پالایشگاه استاندارد اویل امتداد دارد. در یک سوی خیابان، لوکوموتیوهای مانوری و در سوی دیگر، مخازن، دودکشها و ساختمانهای پالایشگاه دیده میشوند و مسیر فیلم نیز همراه با خیابان از ابتدا تا انتها پیش میرود و سرانجام به یک شرکت چوببری سرخرنگ میرسد. تمام عناصر بصری و صوتی فیلم از خود خیابان گرفته شدهاند؛ یک سوی تصویر سیاهوسفید و فرعی است و سوی دیگر رنگی، همچون دو عنصر نر و ماده. ظهور یک نمای طولانی و تکافتاده از لوکوموتیو مانوری در سیاهوسفید، از نگاه فیلمساز جوهره آگاهی است.